تبليغاتX
فوق کهکشان و آسمانها خدا و عشقش علی(ع)

يادمه بچه بودم ارمني ، كافر و يهود روز تاسوعا كه بود زير پرچم تو بود

فهميدم نيستي فقط  وقف شيعه علي بلكه آقامون تويي عشق بين المللي

سني قرآن و خدا همه رو بهانه كرد

چون نداشت هيچ نفري مثل عباس علي(ع)

خدا گفته به نبي شيعه ها رو بخشيدم   

همشون توي بهشت پيش مولاشون علي(ع)

آخه رب العالمين خيلي خيلي دوست داره

ببينه بنده هاشو كه زيارت ميكنن قبر عباس علي(ع)

 ابوفاضل مدد   ابوفاضل مدد

بزار امشبو بخونم براتون از سر احساس كه چرا هركي گرفتار ميشه مياد به پيش عباس مگه

موسي پور عمران به كليمي مقتدي نيست مگه عيسي گل مريم به مسيحي رهنما

نيست؟مگه سنی و یهودی نمیگن ما بهترینیم؟ مگه زرتشتي و بودا واسه آتيش نميميرن

 پس چرا حاجتاشون رو از آقاي ما ميگيرن؟؟؟............


+ نوشته شده توسط بنده حقیر در سه شنبه هجدهم تیر 1387 و ساعت 10:5 AM |

مرا به ماتم العباس شيعيان ببريد

جناب حجه الاسلام و المسلمين حامي و مروج مكتب اهل بيت عليهم السلام آقاي شيخ سعيد سعيدي حفظه الله تعالي طي نامه‌اي كه به دفتر انتشارات مكتب الحسين عليه السلام نوشته‌اند سه كرامت را از كشور عمان نقل كرده‌اند که یکی از آنها را برای شما می آوریم:

۱- در سال 1376 هجري شمسي مصادف با محرم الحرام 1418 هجري قمري توفيقي نصيب اين حقير سعيد سعيدي شد كه به مدت دو ماه محرم و صفر براي انجام وظيفة تبليغي به كشور عمان سفر كنم و در آنجا در بلده‌اي به نام «خابوره» كه در حدود 170 كيلومتري مسقط پايتخت عمان قرار دارد مستقر شوم. گفتني است با وجود اينكه شيعيان به طور كلي در آن كشور و به ويژه در آن شهر در اقليت مي‌باشند مع الوصف كاملا آزاد بوده و مراسم عزاداري را به نحو احسن انجام مي‌دهند و هيچ گونه محدوديتي براي آنها وجود ندارد.

در شهر خابوره برادران شيعه حسينيه‌اي به نام «مأتم العباس عليه السلام» دارند كه ساليان زيادي است مجالس عزاداري سيد مظلومان به طور مستمر در دو ماه محرم و صفر بدون وقفه و انقطاع و نيز در ماه مبارك رمضان و غيره در آن منعقد مي‌شود.

نكته قابل ذكر و توجه اين است كه امسال پس از ساليان متمادي سه كرامت در اين مأتم كه منصوب به قمر بني هاشم عليه السلام است ظاهر شد كه هر كدام به نوبه خود قابل اهميت بود و پس از بروز اين سه كرامت غير قابل انكار شيعيان از شهرها و روستاهاي مجاور به صورت فوج فوج مي‌آمدند و به تماشاي يكي از اين معاجز سه گانه كه ذكر خواهند شد مي‌نشستند زيرا هنگام بروز يكي از معاجز ثلاثه دستگاه فيلمبرداري كه هر شب در داخل مأتم قرار داشت و تصوير مجلس را به قسمت زنان منعكس مي‌كرد فورا عدسة خود را به طرف معجزه متمركز كرده و از تمامي صحنه‌ها فيلمبرداري نمود كه شيعيان و واردين با ديدن فيلم معجزه و كرامت مسرور مي‌شدند در مورد آن دو معجزة ديگر نيز واردين از مردم با خود شفايافتگان تماس گرفته مستقيما از خود آنها چگونگي ماجرا را سؤال مي‌كردند اينك معاجز و كرامات سه گانه:

كرامت اول: زني بود با چند بچه كه خود و شوهر و تمامي فاميلش از اهل سنت‌اند. اين خانم مبتلا به فلج شده بود، شوهرش مبالغ زيادي را خرج او كرد و چون از شفاي او مأيوس شد او را همراه بچه‌ها به خانة پدرش برد چه تصميم گرفته بود كه زن را طلاق داده و همسر ديگري اختيار كند. خانم مزبور با وضع پريشان به خواهران خودش مي‌گويد:

ـ فردا روز هفتم محرم و نزد شيعيان روز ابوالفضل العباس عليه السلام مي‌باشد؛ خواهش مي‌كنم كه مرا به مأتم العباس شيعيان ببريد و به «علم العباس» يعني به پرچم حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام ببنديد شايد حضرت به من توجهي كند.

فردا خواهرها زير بغل خواهر فلج خود را گرفته و در حالي كه پاهاي او به زمين كشيده مي‌شد او را به داخل مأتم و مجلس در قسمت زنان آوردند و در كنار علم العباس عليه السلام نشاندند و اين امر پس از تمام شدن منبر صبح بود (در خابوره رسم بر اين است كه از شب اول محرم تا شب سيزدهم در هر روز دو مجلس برقرار مي‌شود: يكي صبح و ديگري شب. از شب سيزدهم تا نهايت ماه صفر نيز تنها شبها مجلس منعقد مي‌شود به استثناي ايام وفيات، مثل 25 محرم و 7 و 17 و 20 و 28 صفر كه مجددا اضافه بر مجالش شب، صبح‌ها نيز مجلس برقرار است.)

بهرحال زماني كه مراسم سينه‌زني شروع مي‌شود خانمي كه مسئول زنان است نزد اين خانم مفلوج آمده به او مي‌گويد : بلند شو و با زنان عزاداري كن! خانم مفلوج مي‌گويد: خانم مي‌داني كه من فلج هستم و قدرت بر قيام ندارم. او مي‌گويد: «يا ابوالفضل العباس» بگو و از جا بلند شو! آن زن مريض نيز با صداي بلند يا ابوالفضل مي‌گويد و يك مرتبه از جا بلند مي‌شود. آنگاه خود زن با تعجب به پاهاي خود دست مي‌زند و به فضل پروردگار هيچ اثري از فلج سابق در خود احساس نمي‌كند. لذا بي‌اختيار بنا مي‌كند به سر و صورت زدن و عزاداري كردن كه مردان در اثر سر و صداي زنان متوجه مي‌شوند آنها هم شور و هيجاني پيدا مي‌كنند و يك زجه و شور خاصي در مجلس به وجود مي‌آيد.

قابل ذكر است كه اين خانم از روز هفت محرم تا آخر ماه صفر نه تنها مأتم و مجلس را در روز و شب ترك نكرد بلكه هر گاه در مجلس حاضر مي‌شد خدمت هم مي‌كرد. شوهرش نيز كه از شفا يافتن وي خوشحال شده بود زن را به منزل برگرداند و زندگي مشترك خود را با خرسندي ادامه دادند.

ضمنا يادآور مي‌شود كه برادر اين خانم به اصطلاح از اهل دعوه و از وهابيها و سلفيها مي‌باشد كه نه‌تنها به مراسم عزاداري عقيده ندارند بلكه اينها را خرافه و بدعت مي‌دانند! و مبارزة با اين آثار جهت محو آنها را بر خود واجب و لازم مي‌شمارند ولي برادر وهابي وي در مقابل اين كرامت باهره و انكار ناپذير قمر بني هاشم عليه السلام سر تسليم فرود آورد و فهمید که با خدا خیلی از کارها و امور خود را به ائمه و عباس ابن علی (ع) واگذار کرده است به مانند یک شرکت که رئیس اختیارات خود را به معاون و .......... میدهد.


+ نوشته شده توسط بنده حقیر در دوشنبه هفدهم تیر 1387 و ساعت 8:54 AM |

 

حب الحسين رشته تحصيلي شماست

 

دانش سراي عشق و جنون شهر كربلاست

 

در مبحث حسين شناسي موفقيد

 

موضوع بحث سينه زدن پاي روضه هاست

 

تا روز محشر مدركتان را نميدهند

 

برگ قبولي همه در پوشه خداست

 

پايين كارنامه هر شخص نوشته اند

 

اين مهر سرخ مهر شهنشاه كربلاست

 

محشر كنار درب جنان داد ميزنيد

 

مردم نديده ايد كه آقاي ما كجاست؟

 

تنها به عشق اوست كه به اينجا رسيده ايم

 

جنت بدون حضرت ارباب بي صفاست

 

ناگاه جبرئيل امين ناله ميزند

 

آقايتان حسين همان مرد سر جداست

 

محشر دوباره از غم او سينه ميزنيد

 

آنجا خدا به خير كند محشري به پاست

 

نه كه سينه بزنيم بشيم بهشتي

 

تو بهشت بازم حسينيه ميسازيم

 

 

+ نوشته شده توسط بنده حقیر در دوشنبه دهم تیر 1387 و ساعت 9:32 AM |


مهم و فوری:

 

البته این اولین باری نیست که شیعه از سوی خوارج تکفیرمی شود.
خوارج دوران امام علی(ع) نیز او را مشرک می دانستند و شیعیان او را کافر و مشرک می خواندند و به قتل می رساندند.
هنگامی که امام علی(ع) نماز می خواند خوارج فریاد می زدند : " لئن اشرکت لیحبطن عملک" و با قرائت این آیه به حضرت علی(ع) می گفتند تو مشرکی و نمازت بی فایده است
امروز هم خوارج زمان (وهابیت) شیعیان را تکفیر می کنند و مشرک می خوانند.پس همین بس که:

 

گر بنازد به علي شيعه ندارد عجبي

 

عجب اينجاست خدا هم به علي مينازد

 



+ نوشته شده توسط بنده حقیر در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 و ساعت 3:9 PM |


+ نوشته شده توسط بنده حقیر در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 و ساعت 11:56 AM |

 

آدم نه به گندم جنان راغب بود


شوق دگرش به جان ودل غالب بود


میجست بهانه ایی که آید به زمین


      مقصودش علی ابن ابی طالب بود

+ نوشته شده توسط بنده حقیر در شنبه چهارم خرداد 1387 و ساعت 10:19 AM |

+ نوشته شده توسط بنده حقیر در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 و ساعت 4:35 PM |


باز هم یزیدیان زمان دست به کاری به اصطلاح مسلمانی زده در صورتی که خود نامسلمان های زمان هستند و از یزید و آل او هم بدتر هستند


و اینک خیمه گاه بار دیگر مورد حمله انتحاری تروریستی قرار گرفت و ...............................

همانطور که شمر به خیمه های حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) حمله کرد. این بار وهابیون جنایتکار ماهیت واقعی خود را نشان دادند.



+ نوشته شده توسط بنده حقیر در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 و ساعت 12:32 PM |


یل شمشیر زن کل جهان؟

اسدالله زمین شیر زمان؟

کیسه بر دوش یتیمان عجم؟

اولین مرد مسلمان عرب؟

مرد مردان خدا شیر عرب؟

پهلوان مرد کمانگیر عجم؟

مهربان دلبر عباس و حسین؟

فخر بدر و خیبر و شیر حنین؟

منظومه دین؟

دم مرگ کیست که چشمم به اوست؟

اسدالله علی علی شاه علی یا حیدر

اسدالله علی علی شاه علی یا حیدر

اسدالله علی علی شاه علی یا حیدر


 
+ نوشته شده توسط بنده حقیر در یکشنبه پنجم اسفند 1386 و ساعت 11:11 AM |

+ نوشته شده توسط بنده حقیر در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 و ساعت 10:49 AM |

 


از این قسمت به بعد بیشتر از رفتار مهربون (علی ع )براتون مینویسم.....


+ نوشته شده توسط بنده حقیر در سه شنبه چهارم دی 1386 و ساعت 10:3 AM |

علي را فقط پيغمبر شناسد

كه هر شخص خويش را بهتر شناسد

 

عيد ولايت بزرگترين عيد مسلمين مبارك باد

+ نوشته شده توسط بنده حقیر در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 و ساعت 12:37 PM |

 

نام شریفش علی زنام پروردگار علم و کمال و ادب همه به او واگذار

+ نوشته شده توسط بنده حقیر در یکشنبه هجدهم آذر 1386 و ساعت 2:2 PM |

 

 

ولایت علی ابن ابیطالب را به دنیا نفروشم


سنی که شفیعش در محشر عمر بود

کوری نگر عصا کش کور دگر بود


چندانکه در آفاق نظر کردم و دیــــــدم
از روی یقین در همه موجود ، علی بود

این کفر نباشد ، سخن کفر نه این است
تا هست علــــی باشد و تا بود علی بود


 خطاب به اهل سنت(ذلت):

کی شود دریا ز پوز ســـــگ نجس ؟
کی شود خورشید از پف منطمس ؟
مه فشاند نور و ســـــــگ عوعو کند
هر کـــسی بر طـــینت خود می تند


 عبادت بی ولایت حقه بازی است

اساس مسجدش بت خانه سازیست

چرا سنی نمی خواهـد بـفـهـمـد

وضــوی بــی ولایــت آب بــــــازیــســت


ما بي خيال حرمت مادر نمي شویم
با هر که خصم زهرا ست برابر نمي شويم
ما راهمان ز دشمنان مولا جداست
با دشمنش برادر نمي شويم
گر لعن عمر تو را طربناک کند
خاک قدمت ناز بر افلاک کند
گر نام او می بری بر او لعنت کن
کین غسل از ان غسل جنا بتت پاک کند
آن کس که رخش مثل نخ گونی بود
وی از داد و ستد خونی بود
ای اهل ولا به اهل ذلت گویید
ای بی خردان رهبرتان ... بود


با تیغ مهر مرتضی گردن زنم بوبکر را
هم سر ببرم از عمر هم پای عثمان بشکنم


گويند كه امشب شب ميلاد عليست
من در عجبم كه اين سخن گفته كيست؟؟
گوئيد اگر علي ز مادر زادست
پس معني لم يلد و لم يولد چيست؟؟؟


در بحار جلد 8 قدیم صفحه 295 چنین روایت کرده است : صهاک کنیز حبشی عبدالمطلب بود و برای او شتر می چرانید. نفیل با او زنا کرد و خطاب را به دنیا آورد. خطاب وقتی به سن بلوغ رسید به صهاک طمع کرد و با او زنا نمود و دختری به دنیا آورد. آن دختر را در پارچه از پشم پیچید و از ترس مولایش او را بر سر راه گذاشت. هاشم بن مغیره او را دید و برداشت و تربیت کرد و نامش را "حنتمه‌" گذاشت. وقتی حنتمه به سن بلوغ رسید روزی خطاب او را دید و در او طمع کرد و او را از هاشم خواستگاری نمود. هاشم او را به ازدواج خطاب در آورد ! و عمربن خطاب متولد شد. بنابراین خطاب پدر و پدر بزرگ و دایی عمر است و حنتمه مادر و خواهر و عمه او است!!!

 

راستی چرا عمر در جنگ بدر فرار کرد؟؟؟؟؟؟؟(حقیقتی که شیعه و سنی قبول دارند)

منبع : اسرار آل محمد (ص)


+ نوشته شده توسط بنده حقیر در یکشنبه سیزدهم آبان 1386 و ساعت 10:15 AM |

 


دل را زعلي اگر بگيريم چه كنيم؟

بي مهر علي اگر بميريم چه كنيم؟

فردا كه كسي را به كسي كاري نيست

دامن علي اگر نگيريم چه كنيم؟


+ نوشته شده توسط بنده حقیر در سه شنبه هشتم آبان 1386 و ساعت 8:15 AM |